محمد بن حسين رازي

467

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

باب سى و ششم در ذكر معجزات امير المؤمنين عليه السلام : بدان كه امام چون معصوم بود او را معجزه باشد و اشاعره و كلاميه ، و ابو الحسن بصرى از معتزله در حق هر كه صالح بود اين معنى روا دارند ، و آن را كرامات خوانند ، اعتبار به معانى باشد نه به القاب ، تا اگر كسى سياه يا سرخ يا سفيد خواند يا شيخ را شاب خواند سياه سرخ نشود و نه پير جوان و هميشه اين قوم تشنيع زنند بر ما ، كه ايشان گويند ائمه معصوم را از آل محمد صلى اللّه عليه و آله معجزات باشد و اين معنى در حق هركجا سالوسى ، زراقى كه به صلاح ظاهرش پيدا باشد يا نمايد و اگر چه فاسق و فاجر بود روا دارند و گويند شخصى صاحب كرامات و اگر چه او را معرفت و علم و شريعت نباشد و چون مثل آنكه ايشان در حق آحاد الناس گويند : اگر شيعه در حق يكى از ائمه معصوم بگويند ايشان را رافضى خوانند ، و ما بابى درين معنى ياد كرديم در تبصره در بعضى از آنچه ايشان اثبات كنند در حق شيوخ و اهل تصوف از معجزات كه آن را كرامات نام نهند . اگر كسى خواهد كه از آن باخبر باشد از تبصره العوام طلب دارد ، و اينجا اندكى ياد كنيم از كرامات اهل سنت : اما اول ، بخارى به دو جاى در صحيح ، قصهء جريج ياد مىكند چنان كه در تبصره ياد كرديم از صحيح مسلم كه ياد كرده است و در بخارى آن لفظ كه جريح كودك را بدان بخواند ذكر مىكند ، ازين جهت آن حكايت اينجا ياد خواهيم كرد . روايت كند به اسنادى كه در بنى اسرائيل ، شخصى زاهد بود ، نام وى جريح ، او را مادرى پير بود . روزى به در صومعه شد ، گفت : يا جريج ، او در